


پرویز یوسفوند1، عبدالرضا بهره مند2، احمد فاتحی مرج3، مجید اونق4
1-دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت مناطق بیابانی دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی گرگانp.yousefvand@gmail.com
2- استادیار دانشکده مرتع و آبخیزداری دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی گرگان
3- استادیار پژوهشی مرکز تحقیقات و کم آبی در کشاورزی و منابع طبیعی
4- دانشیار دانشکده مرتع و آبخیزداری دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی گرگان
چکیده
درشرايط حاضر از منابع آب زيرزميني كشور استفاده بی رویه بعمل ميآيد بطوري كه به سبب برداشت بيرويه از اين منابع، در 163دشت كشور سطح آب زيرزميني دچار افت شده و مشكلاتي را براي ادامه حيات كشاورزي و توسعه اقتصادي اين نواحي فراهم آورده است. قسمت عمدهُ آب در دشتها توسط قنوات و چاهها تخليه ميشود. به منظور كنترل ميزان برداشت از آبهاي زيرزميني ميبايست بيلان آب زيرزميني در منطقه محاسبه گردد تا مقادير كسري مخازن(آبخوانها) در طي سالهاي آبي مشخص شود.در گام بعدي با اندازهگيري حجم آبخوان منطقه، ميزان كسري سالانه آن محاسبه ميگردد. در روشهاي متداول ،ميانگين عددي و بعضاّ حدودی بين مقادير عمق سنگ كف حاصل از برداشتهاي ژئوالكتريكي بعنوان ضخامت متوسط آبخوان در نظر گرفته مي شود ولي در روش اخير با استفاده از نتايج حاصل از بررسيهاي ژئوالكتريك در سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) ، نقشة تراز سنگ كف منطقه و مدل رقومي (DEM) آن ترسيم مي گردد و در مرحلة بعد با تهية مدل رقومي ارتفاعي منطقه و كسرِ آن ازDEM ، مربوط به سنگ كف در محيط GIS با استفاده از آناليزهاي مكاني ، مقدار متوسط ضخامت رسوبات آبرفتي منطقه محاسبه مي شود.با احتساب مساحت آبخوان و ضريب ذخيرة آن ، ميزان حجم آبخوانِ دشت بدست مي آيد.روش مذكور خطاي ناشي از ميانگين گيري عددي بين مقادير حاصل از برداشتهاي ژئوالكتريكي را در روش متداولِ قبلي از بين مي برد و فواصل و تغييرات افقي بين نقاط را نيز محاسبه نموده و متوسط همة آنها را لحاظ ميكند.
كلمات كليدي: سنگ كف ، GIS، سطح ایستابی ، ژئوالكتريك ، آبخوان ، مدل رقومي
پرويز يوسفوند1– عبدالرضا بهره مند2 – احمد فاتحي مرج3- مجيد اونق4
[1] - دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت مناطق بياباني دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان p.yousefvand@gamil.com
2 - استاديار گروه مرتع و آبخيزداري دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
3 - استاديار پژوهشي پژوهشكده حفاظت خاك و آبخيزداري
4 - دانشيار گروه مرتع و آبخيزداري دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
چکیده
تامین منابع آب در کشور با توجه به تغییرات اقلیمی صورت گرفته از جمله مشکلات مهم برنامه ریزی در سطح مناطقی هم چون منطقه مورد مطالعه می باشد. این مسئله تحت تاثیر تنش ناشی از خشکسالی قرار گرفته و مدیریت منابع آب را دچار چالش نموده است. از طرفی دیگر با توجه به افزایش روزافزون جمعیت، نیاز به نگاهی جامع نگر در این مقوله می باشد. آبهای زیرزمینی از اهمیت بالای برخوردار است وجبران کننده دوره های خشکسالی قرار گرفته است. منطقه مورد مطالعه(دشت سیلاخور) از جمله مناطقی در استان لرستان است که از دشتهای مستعد کشاورزی در استان است و در سالهای اخیر تحت تاثیر تنش ناشي ازخشکسالی و بهره برداری بی رویه نسبت به برداشت آب زیرزمینی قرار گرفته. لذا با بررسی وضعیت آبهای زیرزمینی این محدوده می تواند کمک شایانی به بررسی موضوع و استفاده از نتایج حاصل در مدیریت بهینه منابع آب در این منطفه نماید. در این تحقیق آمار 14 چاه پیزومتری در محدوده مورد مطالعه انتخاب گردید.نتایج نشان از بهره برداری غیر اصولی از سطح سفره که باعث افت آب زیرزمینی و همچنين عدم تغذيه ناشي از خشكسالي در منطقه شده است. ولی به تدریج سطح آب زیرزمینی به سطح اولیه مورد بررسی بازگشته است که حاکی از تغذیه سفره و اعمال مديريت مناسب(سيستمهاي مناسب كشاورزي) در منطقه می باشد.
كلمات كليدي :خشكسالي هيدرولوژيكي ، آبهاي زيرزميني، تغذيه سفره، سيستم كشاورزيتعيين كيفيت آب زيرزميني بر مبناي روش طبقهبندي ويلكوكس در دشت سيلاخور،استان لرستان
پرويز يوسفوند[1]: دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت مناطق بياباني دانشگاه علوم كشاورزي ومنابع طبيعي گرگان p.yousefvand@yahoo.com
عبدالرضا بهرهمند: استاديار دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان
احمد فاتحی مرج: استادیار پژوهشی مركز تحقيقات كم آبي و خشكسالي
چكيده
آبهاي زيرزميني از منابع ارزشمند تهيه آب براي شرب، كشاورزي و صنعت ميباشد. با توجه به تغييرات كيفي آبهاي زيرزميني كه ميتوان در اثر فعاليتهاي انسان صورت گيرد بررسي و مطالعه اين منابع به منظور حفظ كيفيت آنها ضروري است. هدف اصلي از اين تحقيق بررسي كيفيت آب زيرزميني در دشت سيلاخور بر اساس طبقهبندي ويلكوكس[2] مي باشد. جهت تعيين كيفيت آب زيرزميني در دشت سيلاخور در استان لرستان براي مصرف كشاورزي تعداد 14 چاه در سطح دشت انتخاب و نمونه برداري به مدت 2 سال انجام شد. بر روي هر نمونه برداشتي آزمونهاي EC, Na, Mg, Ca, PH انجام پذيرفت. با استفاده از نتايج حاصله، نسبت جذب سديم مورد محاسبه قرار گرفته و سپس با استفاده از روش ويلكوكس كيفيت آب زيرزميني مورد طبقهبندي قرار گرفت. نتايج حاصل از بررسي پارامترهايEC و SAR در چاههاي انتخابي نشان از افزايش تدريجي آلايندهها و كاهش كيفيت آب زيرزميني در دشت ميباشد اما با توجه به پراكنش نقاط در منحني ويلكوكس مي توان قضاوت نمود كه وضعيت كيفي آب دشت جهت كشاورزي در كلاس خوب و متوسط قرار ميگيرد. به منظور استفاده بهينه و حفظ و ارتقا كيفيت آب جهت مصارف كشاورزي بايست با برنامهريزيهاي دراز مدت از ورود آلايندهاي مختلف بخصوص فاضلابهاي شهري و سموم و كودهاي شيميايي جلوگيري جدي بعمل آيد.
كلمات كليدي
كيفيت - آب زيرزميني – ويلكوكس- مديريت- دشت سيلاخور
کوه گرین از رشته کوههای مهم غرب ایران است که بیشتر مساحت آن در شمال استان لرستان و بخشی نیز در استانهای همدان و کرمانشاه قرار دارد. گرین از رشته کوههای بلند زاگرس است که در ادامه اشترانکوه قرار دارد و طول آن به بیش از ۱۸۰ کیلومتر می رسد. این رشته کوه در استان کرمانشاهان به کوههای پرو و بیستون می پیوندد.
قله های بلند آن شامل یال کبود در کوه چهل نابالغان با ارتفاع تقریبی ۳۸۵۰ متر در جنوب نهاوند، قله ۱۸ یال در بروجرد و نیز قله ولاش (۳۶۲۳ متر)در شمال الشتر است. دیگر قله های آن شامل بازگیر و چهل تن می شود.
گرین از غرب به دلفان، از شمال به شهرستان نهاوند، از شرق به شهرستان بروجرد و از جنوب به شهرستان سلسله محدود می شود. گرین در گویش محلی گرّو garru یا garri و در گویش لکی گروین garvin نامیده میشود و یکی از کانونهای آبگیر دائمی لرستان است که رودهای دز و گاماسب را تغذیه میکند. سرابهای فراوانی در پای این کوه وجود دارد و آب آشامیدنی بروجرد و نیز آب مورد نیاز کشاورزی دشت سیلاخور نیز از همین سرابها تأمین میشود. صعود به کوه گرین از طریق روستاهای غرب شهر بروجرد، جنوب نهاوند یا شمال الشتر امکان پذیر است. دهکده ییلاقی ونایی در این پای این کوه قرار دارد. این کوه خرس، کفتار، گرگ و روباه دارد و در گذشته پلنگ نیز داشتهاست.
از مرتفع ترین و زیباترین قله های این رشته کوه، قله ولاش است که مسیر صعود آن از روستای پرسک در شرق الشتر یا از ونایی و تیزه زن در بروجرد ممکن می باشد.
رودهاي مهم بخش الشتر عبارتند از:
1- رودخانه كاكا رضا يا رود ولم: اين رود كه بزرگترين رودخانه منطقه الشتر مي باشد از كوه هاي جنوب غربي الشتر سرچشمه گرفت و پس از عبور از جنوب الشر و مجاورت بسطام از طرف مشرق به طرف نوب غربي جريان پيدا مي كند و از وسط منطقه قلايي مي گذرد و وارد منطقه دلفان مي شود و در آنجا كشكان ناميده و چون آبهاي زيادي به آن مي ريزد در اين محل چند برابر شده و به ويژه در فصل بهار سيلابي و غير قابل عبور مي گردد پل معروف الشتر از بنا هاي بدر بن حسنويه كرد بر روي اين رودخانه بسته شده كه پايه هاي آن هم اكنون پا ور جا است .
2- رود هنام : اين رود از زير آبادي برد بل و قسمتي از آن از روستاي پرسك سرچشمه گرفته و در دو آب وارد رودخانه زز و رودخانه كهمان و چناره مي گردد و اين آب ها در قريه امرايي به رودخانه كاكا رضا مي پيوندند رودخانه نام نيز مانند رودخانه كاكا رضا از مشرق به طرف جنوب غربي جريان دارد تمام آب رودخانه هنام براي كشاورزي زمين هاي اطراف آن كه به جلگه هنام مشهور است مرود استفاده قرار مي گيرد در دو طرف اين رودخانه چمن زار هاي با صفايي وجود دارد كه عموماً وسيله اشخاص غرس شده اند .
3- رود زز : از كوه سفره سر چشمه گرفته و پس از مشروب كردن قسمتي از زمين هاي طوايف حسنوند وارد رودخانه هنام مي شود رودخانه زز رودي سيلابي است و فقط در فصل بهار آن هم اگر باران و برف ببارد داراي آب است و سال هاي كم باران در اواخر فصل تابستان خشك مي شود مردم آبادي هاي اطراف اين رود كه زمين هاي خود را از آب اين رودخانه آب ياري مي كنند در فصل تابسان و پاييز مجبوراند از آب هاي ديگر الشتر به طور خريد و فروش براي كشت زار هاي خود استفاده نمايند البته در اطراف اين رودخانه چشمه سار هاي كوچك و نمسبتاً خوبي وجود دارد كه هر كدام در نوبه خود حائز اهميت مي باشند ولي روي هم رفته تمام آنها بستگي به بارش زياد دارد .
رودخانه كهمان
4- رودخانه كهمان : اين رود پر منفعت ترين رودخانه الشتر و پس از كاكا رضا بزرگترين رود اين منطقه است و قسمت اعظم زمين هاي الشتر به وسيله اين رود آب ياريمي شوند از كوه چهل تن كه ذكر آن گذشت در گرين سر چشمه گرفته و پس از عبور از تنگ كهمان و مشروط كردن زمين هاي كره حان وارد جلگه الشتر مي شود و چون سطح آب پايين تر از زمين هاي اطراف آن است كشاورزان از راه هاي دور نهر هايي از آن جدا كرده اند : به واسطه اين كه سرچشمه اين رود از كوه هاي عظيم و پر برف گرين است هميشه پر آب و قابل استفاده مي شود و در حقيقت رود كهمان فرشته ساكنين جلگه الشتر است آب آن هميشه مانند نقره سفيد و سرد و گوارا است كشت زار هايي كه از اين آب مشروب مي شوند نسبت به ساير جاه هاي ديگر برتري ويژه اي دارند هر سال كه آفت زراعي در منطقه الشتر شيوع پيدا مي كند اثرش در روي زمين هايي كه از آب اين رود مشروب مي شوند ناچيز است .
سراب ها و چشمه ها :
1- سراب امير يا لاوونك اين سراب از كوه سلطان مشرق در شمال روستاي امير سرچشمه گرفته و زمين هاي زيادي را مشروب مي نمايد اما آب آن كفاف كشتزار هاي ان را نمي كند مخصوصاً آنهايي كه در انتهاي آن قرار دارند اقلب زراعت انها از بي آبي آن محصولي را كه بايد به دست نمي دهد ولي آنهايي كه در سر سراب هستند از آن به نحو شايسته اي بهره برداري مي نمايند .
2- سراب چناره : سراب چناره از كوه مهاب سرچشمه مي گيرد و پس از مشروب كردن زمين هاي طوايف كوليوند و قسمتي از زمين هاي طوايف يوسفوند بر رودخانه كهمان مي پيوندد آب آن نسبت به سراب هاي ديگر الشتر بيشتر و پر منفعت تر است .
3- سراب كاه ريز : اين سراب آب چندان زيادي ندارد و قسمتي از زمين هاي طوايف كوليوند را مشروب مي نمايند .
4- سراب فتح الهي : در قسمت شرقي بخش الشتر جاري است و آب آن چندان زياد نيست .
5- چشمه برقي : نزديكه سراب فتح الهي جاري است و اب آن از سراب فتح الهي كمتر است و اين چشمه قبل از سال 1302 شمسي در اثر رعد و برق به وجود افتاده و به چشمه برقي معروف گشته است .
6- سراب غلظه : در كنار جاده الشتر و نزديك دهكده رضا آباد جاري است .
7- سراب آهنگران : اين سراب در دهكده آهنگران جاري است و به اسم همان دهكده ناميده مي شود .
8- سراب مومن ، سراب محمد شاه ، سراب فيروز آبد و سراب ورمزيار كه همگي در جلگه الشتر جاري و هر كدام زمين هاي نسبتاً زيادي را مشروب مي نمايد .
9- سراب سياهپوش : از كنار روساي سياهپوش سرچشمه گرفته و مقداري از زمين هاي همين روستار ا مشروب مي نمايد .
10- سراب پرسگ : كه سرچشمه از رود هنم مي باشد كه ذكر آن گذشت .
11- سراب سقا ، سراب كرمانجو و سراب شتر مل در بسطام
12- سراب رباط : اين سراب از كوه ايوان در سرچشمه مي گيرد و يكي از بهترين تفريح گاه هاي خرم آباد است آب آن زمين هاي زيادي را مشروب و نسبت به بعضي از سراب هاي بالا برتري دارد و سرچشمه رودي است كه از شهر خرم آباد مي گذرد.
13- چشمه هاي باغ دايي ، و چنار و ور تخت در دامنه كوه چكريز قابل توجه مي باشند.
14- سراب شيخ علي ،
چشمه قنبر علي ، چشمه علي اكبر ، چشمه آب باريك و چشمه تنگ خياط و چشمه
هاويل در مغرب الشتر ميان طوايف كوليوند و حسنوند جاري هستند اما آب هيچ
كدام از اين چشمه ها زياد نيست و هر كدام از آنها مي توانند
از 5 الي 20 هكتار زمين را مشروب نمايند .
اَلَشْتَر، شهري در استان لرستان. نام الشتر در مآخذ اسلامى به صورتهاي لاشتر (اصطخري، 197؛ ابن حوقل، 2/358، 360)، ليشتر ( حدود العالم، 407؛ ابن اثير، 10/398؛ راوندي، 209، 229) و اشتر (ظهيرالدين، 55) آمده است. ياقوت آن را به دو گونة اشتر و لاشتر آورده، ولى تلفظ محلى آنجا را ليشتر دانسته است (1/276، 341). وجه اشتقاق آن را، برخى با كلمة ايشتار (عشتر) ممكن دانستهاند (باستانى، 286-287)، ولى مبناي علمى براي اين گفته وجود ندارد.
الشتر در 48 و 15 طول شرقى و 33 و 51 عرض شمالى، و در ارتفاع 600 ،1متري از سطح دريا قرار گرفته است. اين شهر در 48 كيلومتري شمال خرم آباد (مركز استان) و 11 كيلومتري راه خرمآباد به نورآباد واقع شده كه ادامة اين راه پس از عبور از هرسين، به كرمانشاه منتهى مىشود ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 34؛ نقشة راهها).
شهر الشتر در دشتى به همين نام قرار گرفته است و كوههاي گرين و خرگوشناب از رشته كوههاي زاگرس ميانى از دو سوي شمال و خاور آن را در برگرفتهاند. همچنين كوه بازگيران، نثار پهن و سياهدل در فاصلة كمتري در شمال خاوري، خاور و جنوب خاوري آن قرار دارند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33؛ نقشة عمليات). آب و هواي اين ناحيه از لرستان، معتدل و نيمه خشك است و حداكثر دماي آن در تابستان به 39 و حداقل آن در زمستان به 7- سانتىگراد مىرسد. رودهاي فصلى متعددي از ارتفاعات شمالى و خاوري به سوي دشت الشتر جاري است كه از ميان آنها تنها مسير رودخانة فصلى كَهمان از مركز بخش مىگذرد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33-34). دامنههاي شمالى كوه گرين، سرچشمة آبهاي جاري به سوي نهاوند است (نقشة عمليات). بنابر افسانهاي كهن، اين سرچشمه (كوهها) طلسمى داشته (در متن: دو طلسم) به نقش گاو ماهى بر تودة برف و يخ كه گويا حامى و نگهبان آن بوده است (ياقوت، 1/276، به نقل از ابن فقيه).
برخى خاورشناسان سرزمين كهن الشتر را همان «نسا» دانستهاند كه داريوش در كتيبة بيستون از آن ياد كرده است، ولى پورداود در اين نظريه ترديد كرده است، زيرا نساي ياد شده متعلق به دورة ماد، و از مكانهاي مهم پرورش اسب بوده است (ص 288-290). آثاري چون سفالهاي منقوش و اشياء برنزي كه در دشت الشتر كشف شدهاند، نشانة آبادانى اين سرزمين در دورههاي كهن است (استاين، 291 -277 ؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ، 95). حمدالله مستوفى به وجود آتشكدة اروخش (يا اردخش، اردحش، اروحش) كه قبلاً در آنجا وجود داشته، اشاره كرده است (ص 107). اصطخري به موقعيت مكانى الشتر اشاره كرده، و آنجا را از شهرهاي جبال دانسته كه در 10 فرسخى نهاوند و 12 فرسخى شاپورخواست بوده است (ص 197). ابن حوقل الشتر را در ميان راه ري به شاپورخواست نوشته است (2/358).
در حدود سدة 6ق، الشتر از تختگاههاي برسقيان بوده است (ظهيرالدين، 56؛ راوندي، 229). در نيمة نخست همان سده در الشتر، گروهى از اميران با برسقِ الشتر بر ضد مسعود بن ملكشاه سلجوقى هم عهد شدند. سلطان پس از آگاهى به الشتر رفت و اميران از كردة خويش پشيمان شدند و سلطان نيز از گناه آنان درگذشت (همانجا)، اما طغرل پس از شكست از برادرش مسعود هنگام فرار به سوي خوزستان، وزير خويش خواجه قوام الدين درگزينى را در الشتر به دار آويخت (ظهيرالدين، 55). در دورة صفويه حكومت الشتر به اميران كرد سپرده شد (اسكندربيك، 141). در اواخر سدة 13ش، دژ استواري كه قلعة مظفري نام گرفت، در خاور الشتر، توسط مهري خان اميرالعشاير و مهرعلى خان امير منظم ساخته شد ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 6/21). مدتى مهرعلى خان در اين قلعه حكمرانى كرد و موجبات ناامنى در شمال لرستان را فراهم آورد، ولى سرانجام توسط حاكم نظامى لرستان دستگير و اعدام شد (استارك، 21، 22). مىتوان گفت كه اين ناامنيها مانع آبادانى الشتر در سدههاي اخير بوده است (ظل السلطان، 608؛ استارك، 22). اين آبادي مدتى به نام قلعة مظفري و مركز دهستان الشتر شناخته مىشد ( فرهنگ جغرافيايى ايران، همانجا؛ اسامى...، 276، 278؛ گزارش...، 10). همچنين در آغاز سدة حاضر به اين نواحى «سلسله» نيز گفته مىشده است و ييلاق برخى ايلات و طوايف لک مانند حسنوند و يوسفوند و كولىوند بوده كه بيشتر آنها در 1312ش تختهقاپو شدند (كريمى، 160؛ رزم آرا، 96 ، 97، 107، 112).
هم اكنون الشتر تنها شهر شهرستان سلسله شمرده مىشود، ولى تا 1372ش نام الشتر به يكى از بخشهاي هشت گانة شهرستان خرم آباد اطلاق مىشد. از 1373ش دهستانهاي آن، زير نام بخش مركزي شهرستان سلسله از شهرستان خرم آباد جدا شده است ( آمارنامه، 1372ش، 16-17، 19). در 1355ش، الشتر 751 ،5نفر ( 084 ،1خانوار) جمعيت داشته است و در سرشماري 1365ش، جمعيت آن به 146 ،14نفر ( 491 ،2خانوار) افزايش يافته بود ( سرشماري، 1355ش، 1/ل؛ سرشماري، 1365ش، 19). آخرين برآورد در 1373ش، جمعيت الشتر را 079 ،23نفر ( 523 ،3خانوار) با بعد خانوار بيش از 6 نفر نشان مىدهد ( آمارنامه، 1373ش، 86).
ساكنان الشتر بيشتر به زبان لکی و گويش لري سخن مىگويند و تقريباً همگى شيعهاند ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33، 34). 2/81% از جمعيت فعال الشتر، شاغل، و بقيه بيكارند ( آمارنامه، 1373ش، 73). فعاليت اقتصادي آنان به ترتيب در گروههاي عمدة ساختمان، كشاورزي و دامپروري و صنعت متمركز شده است ( سرشماري، 1365ش، همانجا). زمينها و باغهاي اطراف شهر بيشتر به كشت غلات و حبوبات، تره بار، سويا، چغندرقند، سيب، گلابى، هلو، زردآلو، گردو و گيلاس اختصاص يافته است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 33). همچنين 3/78% از جمعيت 6 ساله و بيشتر الشتر باسواد، و بقيه بىسوادند ( آمارنامه، 1373ش، 86). در الشتر، افزون بر مدرسة ابتدايى، مدرسة راهنمايى و دبيرستان،مدرسة فنى و حرفهاي و يك واحد دانشگاه پيام نور وچندرشته دانشگاهازاد به همراه چندرشته دولتی نيز داير است ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 35).
آثار بر جاي مانده در نزديكى الشتر اينهاست: پلى بزرگ منسوب به ابوالنجم بدربن حسنويه (حك 369- 405ق) و نيز گورهاي متعدد منسوب به خاندان برسقيان (گلزاري، 1/226؛ ايزدپناه، 1/58).
مآخذ: آمارنامة استان لرستان (1372ش)، سازمان برنامه و بودجة استان لرستان، تهران، 1373ش؛ همان (1373ش)، تهران، 1374ش؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن حوقل، محمد، صورة الارض، ليدن، 1939م؛ اسامى دهات كشور، وزارت كشور، تهران، 1323ش؛ استارك، فريا، سفري به ديار الموت، لرستان و ايلام، ترجمة على محمد ساكى، تهران، 1364ش؛ اسكندربيك منشى، عالم آراي عباسى، تهران، 1350ش؛ اصطخري، ابراهيم، مسالك الممالك، ليدن، 1927م؛ ايزدپناه، حميد، «خاندان برسقيان لرستان»، نامة مينوي، به كوشش حبيب يغمايى و ديگران، تهران، 1350ش؛ باستانى پاريزي، محمد ابراهيم، خاتون هفت قلعه، تهران، 1344ش؛ پورداود، ابراهيم، فرهنگ ايران باستان، تهران، 1356ش؛ حدود العالم، به كوشش مينورسكى، كابل، 1342ش؛ حمدالله مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، 1331ق/1913م؛ راوندي، محمد، راحة الصدور و آية السرور، به كوشش محمد اقبال، تهران، 1333ش؛ رزمآرا، على، جغرافياي نظامى ايران، لرستان، تهران، 1320ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (1355ش)، استان لرستان، مركز آمار ايران، تهران، 1359ش؛ سرشماري عمومى نفوس و مسكن (1365ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان خرمآباد، مركز آمار ايران، تهران، 1367ش؛ ظل السلطان، مسعود ميرزا، خاطرات، تهران، 1368ش؛ ظهيرالدين نيشابوري، سلجوقنامه، تهران، 1332ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور (خرمآباد)، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، 1373ش، ج 58؛ فرهنگ جغرافيايى ايران (آباديها)، استان ششم، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش، تهران، 1330ش؛ كريمى، بهمن، راههاي باستانى و پايتختهاي قديمى غرب ايران، تهران، 1329ش؛ گدار، آندره، هنر ايران، ترجمة بهروز حبيبى، تهران، 1358ش؛ گزارش مشروح حوزة سرشماري خرمآباد، وزارت كشور، تهران، 1338ش؛ گلزاري، مسعود، كرمانشاه - كردستان، تهران، 1357ش؛ نقشة راههاي جمهوري اسلامى ايران، تهران، سحاب، شم 506؛ نقشة عمليات مشترك (زمينى)، سازمان جغرافيايى نيروهاي مسلح، تهران، 1371ش، گ 9- 39 ؛ NI واندنبرگ، لويى، باستان شناسى ايران باستان، ترجمة عيسى بهنام، تهران، 1348ش؛ ياقوت، بلدان؛
| یوسف وند. [ س ِوَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد است . این دهستان در باختر بخش واقع و محدود است از خاور به دهستان حسنوند، از باختر به دهستان کولیوند، از شمال به کوه گردن ، از جنوب به سفیدکوه .موقعیت طبیعی : جلگه و سردسیر مالاریایی . آب آن از رودخانه های کهمان ، چناره ، ورمزیار و چشمه های مختلف دیگر است . مرتفعترین قلل جبال در این دهستان کوههای کهمان ، گردن کوسه ، سرخه کوه است . از 22 آبادی تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود 7800 تن است و قراء مهم آن عبارتند از: اکبرآباد، گاوکش ، دکاموند، دره تنگ بالا. ساکنین از طوایف یوسف وند هستند. عده ٔ کثیری از سکنه ییلاق و قشلاق می روند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6). |
گِردو (نام علمی: جنس Juglans) درختی است گلدار (Magnoliophyta) از رده دولپهایها (Magnoliopsida)، از تیره توسها (Fagales) خانواده گردوها (Juglandaceae).
نام گردو به هر گونه درخت از خانواده گردو اطلاق میشود. آنها درختانی برگریز هستند به ارتفاع ۴۵-۱۰ متر، با برگهای شانهای به طول ۹۰-۲۰ سانتیمتر، تعداد ۲۵-۵ برگچه و جوانهها دارای درونه حفره دار هستند که این ویژگی در همه بالمیوهایها (Pterocarya) مشترک است بجز گردوهای امریکایی (Carya) در همین خانواده.
از معروفترین مناطق کشت گردو در ایران منطقه تفرش در استان مرکزی است
شاید معروفترین اعضای این رده گردوی سیاه (Juglans nigra) متعلق به شرق امریکای شمالی و گردوی ایرانی یا معمولی (Juglans regia) که بومی بالکان در جنوب شرقی اروپا، مرکز و جنوب غربی آسیا تا هیمالایا و جنوب غربی چین است، باشد. گردوی معمولی را درامریکا اغلب ولی به صورت نادرست گردوی انگلیسی مینامند. (این گونه بومی انگلیسی نیست).
این دو گونه از نظر چوب قابل توجهی که دارند دارای اهمیت میباشند. گریبانههای گردو به علت دارا بودن مقدار زیادی رنگ زرد – قهوه ای، منبع مهمی برای رنگ به شمار میرود.
دانه تمامی گونههایی که در بالا به آنها اشاره شد و سایر گونه ها، خوراکی هستند اما گردوهایی که در فروشگاهها موچود میباشند از نوع گردوی ایرانی هستند. نوع باغی که به جهت پوستههای نازک مغز. پایداری در مناطق معتدله انتخاب گشت را گهگاه گردوی کارپات مینامند. گردو سرشار از روغن است و بصورت گسترده هم به شکل تازه و هم در غذا خورده میشود. آنها را باید در مکانهای خشک و خنک نگهداری کرد چون در شرایط گرم در مدت چند هفته- بویژه پس از کندن پوسته آن، فاسد میشوند.
این گردو بومی امریکای شمالی است و زمانی، منبع غذای مقوی برای سرخپوستان امریکای جنوبی بوده است. در کشور امریکا از آن در تهیه انواع کیک و نان استفاده میشود. گردو امریکایی منبع انواع ویتامین و مواد معدنی، بویژه ویتامین A))،((B و E، کلسیم، فسفر، منیزیم، روی و پتاسیم است.
گردو از دوران ما قبل تاریخ وجود داشته است. در قرون وسطی اعتقاد بر این بود که گردو سر درد را معالجه میکند حتی شواهد دال بر وجود یک باغ گردوی بسیار زیبا در باغهای معلق بابل وجود دارد. گردو هم به صورت خشکبار و هم به صورت تازه و خورده میشود و از آن در تهیه برخی از غذاها استفاده میشود. گردو منبع خوبی از فسفر، پتاسیم، منیزیم، پروتئین و ویتامین E است.
مقدار فسفر موجود در گردو با ماهی و برنج و حتی تخم مرغ نیز برابری میکند. برگ و پوست گردو مقوی و تصفیه کننده خون است. برگها و پوست آن بخصوص بخاطر ماده تلخ و تانن آن در مداوای بیماریهای پوستی و خنازیر مفید واقع میشوند.
درمان ورم روده و معده: 15 تا 20 گرم برگ گردو را به مدت ده دقیقه در یک لیتر آب جوش دم کنید ،برای ورم معده و روده. به به عنوان کرم کش 3 فنجان در روز از این دم کرده را بنوشید . درمان خستگی و ورم: دم کردهء50 گرم برگ گردو در یک لیتر آب را در آب وان بریزید این حمام آرام بخش خستگی ست و ورم را بر طرف میکند همچنین در مورد مداوای سرمازدگی و بیماریهای پوستی تجویز میشود .
درمان ورم لثه ولوزه: دمکردهء فوق را به میزان حجمش با آب رقیق کنید و آن را غرغره کنید تا ورم لثه و لوزه شما درمان شود .
درمان ضعف: جوشانده برگ یا پوست سبزگردو برابر تجویز فوق درمان ضعف است. 20 تا 30 گرم از پوست سبز گردو یا خشک آن را در یک لیتر آب به مدت یک ربع بجوشانید و صاف کنید و قبل از هر وعده غذا یک فنجان از آن را بنوشید .
کسانی که ناراحتی معده دارند در مصرف گردو احتیاط کنند. خوردن گردو با پنیر برای این افراد مناسبتر است. از قدیم الا یام گفته شده خوابیدن در زیر درخت گردو در شب مناسب نیست. امروزه برخی میگویند ممکن است این مسئله بدلیل تولید زیاد گاز دی اکسید کربن بوسیله درخت گردوباشد . با اینحال سندی علمی در مورد این ادعا در دست نیست.
از دانشنامهٔ رشد
یکی از شناخته شده ترین گیاهان دارویی در طب سنتی ایران و اروپا، آویشن است. این گیاه علفی و معطر ، دارای خواص دارویی بسیاری است. از آویشن در صنایع غذایی، دارویی، بهداشتی و آرایشی استفاده متنوعی میشود. قسمتهای دارویی این گیاه، سرشاخههای آن و برگ خشک شده آن است. در طب سنتی از این گیاه به عنوان ضد اسپاسم، درمان سیاه سرفه، برونشیت، عفونت ریه، سرماخوردگی، آنفلوآنزا و برای درمان نفخ و گرفتگیهای عضلانی استفاده میشود. استفاده امروزی و ثابت شده گیاه آویشن برای درمان آسم، سرفههای خشک مکرر، آمفیزم و برونشیت است. چای دم کرده آن را نیز برای درمان عفونت گوش میانی، نفخ و تهوع استفاده میکنند، عصاره آویشن حاوی مادهای به نام «تیمول»است که برای بیماری آسم مفید است. حمام آویشن برای مبتلایان به دردهای عضلانی، مفصلی و روماتیسمی مفید است. ضماد آویشن برای نیش و گزیدگی حشرات موثر است .در حاملگی مصرف این گیاه ممنوع است اما در دوران شیردهی منعی ندارد. برای مصرف این گیاه، ۱ تا ۴ گرم پودر خشک گیاه را در یک لیوان آب جوش دم کرده (به مدت ۲۰ دقیقه) پس از صاف کردن، شیرین کرده و ۳ بار در روز مصرف کنید. در التهاب حنجره و لوزهها و برای درمان آفت به صورت غرغره کردن میتواند استفاده شود. برای این منظور، یک استکان از پودر گیاه را در چهار استکان آب جوش آهسته به مدت ۲۰ دقیقه جوشانیده و پس از صاف کردن، برای شست وشوی دهان استفاده کنید. البته، فرآوردههای دارویی مختلفی از این گیاه ساخته شده و به طور گسترده مورد مصرف بیماران قرار میگیرد. از فرآوردههایی که به تأیید «نظارت بر امور دارو وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» رسیدهاست میتوان «شربت توسیان»، «قطره توسیگل»، «قطره توسیوین»، «قطره تیم آرتا» و «شربت تیمکس» «شربت تیمیان» و«شربت برونکوتیدی» را نام برد. این فرآوردهها، همگی ضد سرفه و خلط آور هستند و ایمنی مصرف آنها در دوران شیردهی و بارداری به اثبات نرسیدهاست.
زرگری,ع.گیاهان دارویی.تهران:انتشارات دانشگاه تهران
آویشَن (thymusvulgris) گیاهی دارویی است از تیره نعنا. درخت چهای کوتاه و پر شاخهاست که برگهای نازک و متقابل دارد .دارای گلهایی سفید و چتری و منفرد است. گونههای مختلفی از آن در کوهستانهای ایران میروید و نامهای گوناگونی دارد. از جمله در همدان به آن آزربه و در کوخرد هرمزگان به آن اَوشُه میگویند.
خواص دارویی:
ضد عفونی کننده، هاضم غذا، ضد سرفه، ضد بو، ضد تشنج، چاشنی غذا.جوشاندهٔ این گیاه در درمان پیچش روده و اسهال موثر است. آویشن عامل تصفیه کننده خوبی بوده و در درمان بیخوابی و امراض جهاز هاضمه مفید است. اگر ۵ تا ۱۰ گرم اویشن را در یک لیتر ابجوش دم کرده و با کمی عسل به بیماران مبتلا به تنگی نفس و کلیه و مثانه و درد مفاصل و سیاتیک و خونریزیهای رحم و ترشحات غیر طبیعی زنان بدهید در دفع بیماری انها موثر واقع خواهد شد. آویشن ضد تشنج وضد صرع و ضد نفخ هم است و برای تقویت بینایی و معده مفید است. برای جلوگیری از ریزش مو ۲۰ گرم اویشن را در یک لیتر اب جوشانده ان را هرچند روز یک بار به سر بمالید. ضمنا در خوردن اویشن نباید زیاده روی کرد زیرا باعث بروز البومین در ادرار میشود مواد مؤثره آویشن باغی خلط آور بوده و برای معالجه سرفه مورد استفاده قرار میگیرد. از تنتور و عصارههای الکلی پیکررویشی این گیاه برای معالجه سرفه، گلودرد، برونشیت و آسم استفاده فراوان میشود.
|
شمس زرین بال زرین با فروغ فتح فرین |
فوق فرق وشرق گرین صبحدم هاتااودیار |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|







